چلیپا از قدیم‌ترین اشکال نمادین، با کاربرد گسترده در هنر و معماری به خصوص دوره اسلامی است. چلیپا در زبانهای سامی از جمله سریانی، به‌صورت صلیبا آمده و به شکل صلیب وارد زبان عربی شده‌است. این اصطلاح برای دو شکل به‌کار می‌رود. یکی به صورت دو خط متقاطع، که نماد درخت زندگی، صورت مثالی انسان، چهار جهت اصلی، برکت، خوشبختی، پیوند زن و مرد، زایش و باروری و دارای ارزش دینی، عاطفی و درمانی بوده و در مسیحیت نمودار وجوه گوناگون انوار الهی است. دیگری چلیپای شکسته، به شکل به‌علاوه‌ای که انتهای هر دو بازوی آن به زاویه قائمه در یک جهت شکسته می‌شود، که نماد حرکت چرخشی جهان، خورشیدگردان و ارابه خورشید است و در زبان سانسکریت به آن سواستیکا، به معنای هستی‌نیک، می‌گویند. این نماد در آثار بازمانده از تمدن دره سندپیش از ورود آریاییها دیده شده‌است و برای آریاییهای هند و پیروان آیینِ جاینی، مقدّس و نماد ویشنو (یکی از خدایان آیین هندو) بوده، در چین مظهر یانگ و یین (نماد مذکر و مؤنث) و در روم مظهر برخی خدایان به‌شمار می‌آمده‌است.

از چلیپا و چلیپای شکسته در هنر و معماری بسیار استفاده شده‌است. در آثار بازمانده از هزاره پنجم پیش از میلاد تا دوره ساسانیان، نقش چلیپا و چلیپای شکسته پیوسته مورد توجه بوده و بر روی آثار سفالین، زینت‌آلات، پارچه، ظروف، مُهر و گچ‌بریهای کاخها در مناطق باستانی ایران، چون صخره‌های لاخ‌مزار، شوش، تپه‌سِیلک، تل بَکون، تپه‌حصار، و شهر سوخته مشاهده می‌شود . گونه‌ای از چلیپا نیز در الفبای فینیقی وجود دارد که احتمالا حرف t زبانهای اروپایی از آن گرفته شده‌است.

چلیپا، به صورت کامل و شکسته، در دوره اسلامی نشانه مقام وحدت و مظهر چهار جهت اصلی و فرشتگان ناظر بر چهار فصل، نماد روح و حیات مجدد (کاربرد آن را در آرامگاهها از این جهت دانسته‌اند) به‌شمار می‌آید . چلیپا در ادبیات و عرفان جلوه‌ای از عالم طبیعت و صفات جلال است.

با آنکه بنابر روایتی پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم، استفاده از نقش چلیپا به صورت صلیب بر روی لباس و پرده را منع کردند ، احتمالا سادگی این نقش سبب کاربرد زیاد آن در انواع هنرهای اسلامی گردیده‌است.از چلیپا، علاوه بر کاربرد مستقل، برای نوشتن نامهای بزرگان دین، نگاره‌های پیچیده، گل و بته‌ها و شاخ و برگها استفاده شده و ترکیب چلیپا با نقش جانوران، به صورت چرخشی، در تزیین اشیای فلزی و سرامیک به‌کار رفته‌است .

کاربرد چلیپا در دوره های مختلف []

در معماری این نقش به صورت ساده و شکسته در گچ‌بریهای مسجدجامع نائین، احتمالا از دوره سامانیان، دیده می‌شود . همچنین چلیپای شکسته از نقشهای مقدّماتی آجرچینی دوره سلجوقی به‌شمار می‌آید. عناصر چلیپایی شکل در بسیاری از بناهای دوره سلجوقی به‌کار رفته‌است، از جمله مسجدجامع اصفهان و برجهای خرقان، دروازه مهریزِ یزد و رباط شرف در حوالی مشهد، مقبره‌ای در اوزکندِ خوارزم و آرامگاه یوسف‌بن قُصَیر در نخجوان . کاشیهای چلیپایی شکل زیبایی از دوره ایلخانی در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود که در پوشش بناهای این دوره به‌کار می‌رفته‌است . در تزیینات داخلی امامزاده خواجه عمادالدین و گچ‌بریهای چند رنگِ امامزاده علی‌بن جعفر در قم، نقش چلیپای ساده به‌چشم می‌خورد . مسجد کبود تبریز از قرن نهم و از آثار جهان شاه‌قره‌قوینلو دارای نقشهای بی‌نظیر چلیپای صلیب مانند است . مدرسه الغ‌بیگ در سمرقند، امامزاده زید در تهران و گنبدِ سبز در نزدیکی آرامگاه جامی، دربردارنده شکل چلیپا از دوره تیموری‌اند . از دوره‌های ایلخانی و تیموری، نقش چلیپا به شکل اللّه، محمد و علی بر روی گچ‌بریها و کاشیها وجود دارد ، لیکن رونق کاربرد این نقش در دوره صفویه به اوج خود رسید، چنان‌که مناره‌های مقبره شاه نعمت‌اللّه ولی در ماهان کرمان، سراسر با نقش چلیپا تزیین شده‌است . این نقش در بسیاری از تزیینات آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی نیز به‌کار رفته‌است . مسجدِ امام و مدرسه چهارباغ از نمونه‌های دربردارنده این تزیینات است .

در دوره‌صفویه، نقش چلیپا در کاشی‌کاری به‌شکل نوعی نقش پیلی، معروف‌به کلید، مرسوم شد . مدرسه سردار قزوین از دوره قاجاریه، نمونه به‌کارگیری این نقش کاشی‌کاری است که امروزه نیز در تزیینات بناها به کار می‌رود. چلیپا فقط در تزیینات بناها به کار نمی‌رود، چنان‌که علاوه بر کاربرد تزیینی، گاه نقشه‌اصلی بناهایی چون مساجد و دیگر بناهای چهار ایوانی، به‌صورت چلیپاست، مانند مسجد کبود تبریز و چینیلی کوشک در استانبول .

در ظروف سفالی، چلیپا به عنوان نقشِ پایه، در ترکیب با بسیاری نقوشِ دیگر به‌کار گرفته‌است و در دوره‌های گوناگون، به خصوص از دوره عباسیان به بعد، در تمام سرزمینهای اسلامی، از جمله در ایران و مصر و ترکیه، دیده می‌شود . امروزه چلیپا در خرمهره‌های سفالی، که برای دفع چشم زخم با جنبه تزیینی و سنّتی ساخته می‌شود، نیز به کار می‌رود.

در تزیینات برخی اشیای فلزی باقیمانده از قرن هشتم تا دهم، همچون طَبَق و مشربه و شمعدان و دوات، نقش چلیپا به صورت ساده و شکسته دیده می‌شود. در سوزنیهای ایل بختیاری و قالیچه‌های سرکوه داراب، نیز نقش چلیپا وجود دارد و گاه در این بافته‌ها، چشمان پرنده، نگاره‌ای چلیپایی است و گاه مانند گلیمهای بختیاری، حاشیه‌ها به صورت چلیپا بافته می‌شود . چلیپا، برای دفع چشم زخم، در بافته‌های گلیمی و بر روی خیمه زن تازه‌زا نیز نقش می‌شده‌است

/ 0 نظر / 89 بازدید