هنر در خدمت ایدئولوژی  امپراطوری

داریوش در تزیینات کاخ ها و آرامگاه خود بدون در نظر گرفتن  پیروزی ابتدایی خود که به طور قطعی به دست آمده بود،این ایدئولوژی را بیان کرده  است. به این ترتیب وی آن را با آرمان صلح ،کوروش کبیر در گستره وسیع تری مرتبط می  سازد. در آرامگاه داریوش در دل دیواره های سنگی نقش رستم واقع در مجاورت مکان  باستانی آیینی عیلامیان، این نگاه جنبه ترکیبی تری به خود می گیرد. بر فراز ورودی  آرامگاه،سردری دیده می شود که از هنر مصری به عاریه گرفته شده است و شبیه ایوان  ورودی کاخ ستوندار هخامنشی است و سر ستون های آن که پیشتر کوروش نیز آنها را به کار  برده است ،سرویس های تزیینی گاو دوسره می باشد . این نقش ها و مجسمه ها که جزو هنر  اولیه پارسیان به شمار می آیند، بعدها در ساخت کاخ های شوش و تخت جمشید با عناصری  نظیر طوماری سر ستون که از هنر مردم لوان به عاریه گرفته شده اند و نیز با سر ستون  های گلدانی شکل مصری و بدنه و شال یونانی ستون ها تکمیل شده است.
در ایوان این  کاخ و یا شاید داخل آن سکویی در دو طبقه دیده می شود که تقلیدی از نمونه یافت شده  در ایذه ـ مالمیر می باشد که شاهزادی عیلامی در اواخر هزاره دوم قبل از میلاد بر  روی سنگ آفریده است. همچنین آشوریان در نقش برجسته های خود تصویری از تخت سلطنتی را  نشان داده اند اما این بار ستون های پهلوان پیکر اساطیری این تخت را بر دست گرفته  اند. دایوش به جای ستون های پهلوان پیکر از نقش افرادی استفاده کرده است که نماینده  ملت های مغلوب می باشند و هر یک از این افراد را می توان با توجه به لباس آنها  شناسایی کرد. برخی از این افراد مسلح هستند . این بدان معنا است که افراد مذکور  اسیر به شمار نمی آمدند بلکه آنها مردمانی آزاد محسوب می شدند که در سرزمین های  امپراطوری هخامنشی حق زندگی داشتند.
پادشاه که بر روی تخت سمبلیک نشسته است ،در  حال تکریم و ادای احترام به اهورامزدا است که بر فراز آتش مقدس نشان داده شده است. با وجود این که آتش یکی از عناصر مذهب باستان ایرانیان بوده است ،ثابت نشده است که  مذهب باستانی ایرانیان، زرتشتی بوده است.
شوش و تخت جمشید

هر چند که  داریوش پیشتر کاخی را برای اقامت زمستانی خود در بابل داشت ولی وی کاخ های شوش را  نیز صرفا برای اقامت خود در طول زمستان بنا نهاد. برای رسیدن به کاخ ها از سمت شهر  سلطنتی باید از دروازه باشکوهی عبور می کردند که خشایارشاه ساخت آن را به پایان  رسانید. در دو سوی این دروازه دو مجسمه ساخته شده در مصر قرار داشت که بزرگ تر از  اندازه های طبیعی بودند و فقط یکی از آنها در سال 1971 پیدا شد. سرمجسمه کشف شده از  بین رفته است اما قبلا مکنم mecquenem سرمجسمه ای با همان صورت را همراه با قطعات  دیگر ساخته شده از سنگ های آن محل پیدا کرده بود. همین مسأله این امکان را به ما می  دهد که بتوانیم تصویری از چهره پادشاه را در ذهن تجسم کنیم که صورت وی پوشیده از 5 ردیف حلقه مو است. از نظر هنری کار بسیار قوی و خوبی بر روی آن صورت گرفته است . اما به نظر می رسد که چون سنگ مجسمه رنگ آمیزی شده بود،آن را بسیار صیقل نداده  بودند.
در ضلع شمالی محوطه ، کاخ آپادانا قرار دارد که بر اساس سنت زندگی  مردمان کوهستان، محلی برای گردهمایی افراد به شمار می رفت. بنای کاخ از خشت خام  ساخته شده است. پس از حمله اسکندر و سقوط امپراطوری پارس،بنای کاخ به دلیل متروکه  ماندن رو به ویرانی نهاد از این رو تزیینات زیبا و با شکوه لعابدار دیواره های کاخ  که مطابق با دمای هوای آن منطقه ساخته شده بودند، امروزه از بین رفته اند. به گونه  ای که دیگر نمی توان محل دقیق آجرها، نگاره های شوش با نقش کمانداران پارسی را در  کاخ شناسایی کرد. لباس با شکوه این سربازان پارسی نکته قابل ذکری در این آجر نگاره  ها است ولی یقین داریم که به هنگام جنگ و نبرد از این لباس استفاده نمی کردند. بر  روی لباس چیندار و رنگارنگ این سربازان آذین های گلسرخی تزییناتی دیده می شود که  نقوش معماری برج های کنگره ای قلعه های قدیمی را در ذهن تداعی می کند.
این نقوش  معماری را می توان با جان پناه های به دست آمده در پای دیواره تراس تخت جمشید  مقایسه کرد که به نظر می رسد در ابتدا در محلی مرتفع تر قرار داشتند. در رابطه با  رنگ روشن و یا تیره پوست این جنگ جویان نمی توان نظر دیولافوا Dieulafoy را پذیرفت  که به هنگام کشف آنها تصور می کرد که این تفاوت رنگ به تفاوت نژاد آنها بر می گردد. مقایسه نقش این کمانداران با گارد جاویدان پادشاه ، نوعی اتفاق و وحدت در بین این  دو را مشخص می سازد. در کنار نقش کمانداران پارسی ، می توان نقش حیوانات عظیم  افسانه ای و یا حتی واقعی را دید که از فرهنگ و تمدن هنری آشور و بابل به عاریه  گرفته شده اند . اما نمایش آنها در این کاخ فارغ از ارزش نمادین و اسطوره ای آنها  است. به این ترتیب می توان چنین نتیجه گرفت که نقش شیرها در نمای شمالی حیات شرقی  هیچ رابطه ای با الهه ایشتار Ishtar ندارد و گاو های بالدار هرگز نمی توانند تجسمی  از آداد Adad خدای توفان باشند.
سرانجام داریوش کار احداث مجموع کاخ های پارسا  را ـ که یونانیان آن را پرسپولیس می نامیدند و با وجود این که بسیاری از آنان در  ساخت این کاخ مشارکت داشتند، مدت ها بعد در کتب خود به وجود چنین شهری اشاره کرده  اند ـ آغاز کرد. تخت جمشید پایتخت کوهستانی امپراطوری پارس بود که در نقطه مقابل  شوش قرار داشت ،همانگونه که عیلامیان نخستین ساکنان منطقه ، آنشان Anshan را به  عنوان پایتخت زمستانی خود داشتند. وجود مفهوم دوگانگی که تقلیدی از دوگانگی عیلام  باستان است حتی در ساخت و گزینش مکان پایتخت ها جلوه گر شده است. در تخت جمشید وجود  سنگ های خوب و مناسب محلی زمینه را برای معماری کاخ های ستوندار با تزیینات حجاری و  رنگ آمیزی شده و نیز استفاده از آجرهای لعابدار در برخی قسمت ها را فراهم آورده  بود.
هنر در خدمت شکوه و اقتدار امپراطوری

در تخت جمشید و در مقایسه با  معماری و تزیینات کاخ های شوش به نظر می رسد که هنر منسجم به کار برده شده در ساخت  و تزیین کاخ ها هدفی جز بیان شکوه و عظمت امپراطوری و بالاخص شخص پادشاه ندارد،در  وسط دیواره های تراس آپادانا،نقش برجسته هایی وجود داشت که در آن تصویر شاه را بر  روی سنگ آفریده بودند. شاه در زیر سایبانی بر روی تخت پادشاهی نشسته است و شاهزاده  و جانشین وی نیز به حالت ایستاده کنار او دیده می شود. امروزه این نقش برجسته ها در  محل خود دیده نمی شوند. چهره پادشاه و جانشین وی به یک شکل نشان داده شده است زیرا  در آفرینش این نقش ها چهره پردازی برای شاه مد نظر نبوده است بلکه می خواستند تمثال  های برجسته ای بیافرینند که با چهره آرمانی که در هنر آشور دیده می شود،قرابت داشته  باشد و در این میان با نمونه چهره آرمانی که کوروش در نقش برجسته فرشته بالدار در  پاسارگاد بر روی یکی از درگاه های کاخ ورودی آفریده است ،شباهتی ندارد. دو پیشخدمت  در پشت سر پادشاه دیده می شود که یکی دستمال و دیگری تبرزین جنگی پادشاه را به دست  گرفته اند. نیام خنجری که به کمربند وی بسته شده است کنده کاری شده است. یکی از  درباریان و نجیب زاده ها که همانند مادها لباس پوشیده است،پارسیان و سایر نمایندگان  ملت ها را به حضور پادشاه معرفی می کند . بنابر دلایلی که تاکنون نیز مکتوم مانده  است ،این دو نقش برجسته از محل اصلی خود جدا شده و به داخل حیات اصلی ،گنجخانه  منتقل شده اند ؛ ( برخی معتقدند که بر خلاف نظر اشمیث باستان شناس مشهور آلمانی که  مطالعات بسیاری در خصوص تخت جمشید و امپراطوری هخامنشیان انجام داده است،نقش پادشاه  در این نقش برجسته ها از آن داریوش نبوده و خشایار می باشد. جانشین وی نیز داریوش ،  فرزند ارشد خشایار است. در مورد علت جابه جایی این نقش برجسته ها نیز دکتر فرخ  سعیدی در کتاب خود چنین آورده است : «در ده سال آخر دوران شاهی خشایار،آرتاپانوس  ،فرمانده نگهبانان شاه که در مقام هازاراپاتین مورد اعتماد شاه نیز بود،با همدستی  یکی از خویشاوندان مادی به نام آسپی میتریس که خواجه سالار دربار بود ، خشایار را  شب هنگام در کاخش می کشند.


سپس سوی اردشیر اول یکی از پسران جوان  خشایارشا شناخته و داریوش فرزند ارشد او را متهم به شاه کشی می کنند. ( اردشیر اول  بی درنگ فرمان قتل داریوش را صادر می کند و خود بر تخت می نشیند. دیری نمی پاید که  توطئه علیه اردشیر آشکار می شود . هر دو گرفتار شده و به فرمان اردشیر اعدام می  شوند... لذا اردشیر اول با توجه به این که نمی خواست نقش آنها را در کاخ آپادانا در  معرض دید جهانیان قرار بدهد و از سوی دیگر نابودی آنها نیز ممکن نبود،دستور داد که  در سال 465 قبل از میلاد این دو نقش برجسته را به گنجخانه منتقل سازند. »ـ مترجم )
پس از این انتقال ،خشایارشا دستور داد که به جای آن نقش برجسته دیگری آفریده  شود. امروزه در محل آنها نقش سربازان پارسی و مادی را می بینیم که رو به روی هم  ایستاده اند.در دو سوی آنها دو نقش برجسته دیده می شود که در هر یک از آنها  شیری،گاوی را با پنجه و دندان شکار کرده است . صحنه شکار گاو توسط شیر را می توان  تجسمی از اسطوره های باستانی به صورت حیوانی دانست که فارغ از مفاهیم نمادین اسطوره  ای و ستاره شناسی در این جا نشان داده شده اند.
در جبهه غربی تراس ، سربازان  پارسی در سمت راست در سه ردیف نشان داده شده اند در حالی که در جبهه شمالی سربازان  پارسی به تناسب و به صورت متقارن در سمت چپ قرار گرفته اند. در ردیف بالایی ، ارابه  باشکوه پادشاه نیز وجود داشت که امروزه فقط نقش ارابه ران باقی مانده است . در  اسناد مکتوب به جای مانده از دوران هخامنشیان، در لوح استوانه ای کوروش که امروزه  در بریتیش میوزیوم نگهداری می شود به استفاده از این وسیله نقلیه اشاره شده است که  پادشاه برای شکار شیر به سوی آنها هدف گرفته است.


/ 0 نظر / 23 بازدید