کتیبه‌بندی آذینی
آذین‌بندی سردر فضاهای ورودی، دیوارها، درها، گنبدها و محراب‌ها در مساجد،  زیارتگاه‌ها، آرامگاه‌ها، آب‌انبارها، سقاخانه‌ها، کاروانسراها و... با کتیبه و به  قصد تبرک و تیمن و تقدس؛ از زمان‌های قدیم مرسوم بوده است. برای تزئین کتابه‌ها از  آیات قرآنی، احادیث نبوی، ادعیه و اشعار غالبا مذهبی استفاده می‌کردند. کتابه‌ها را  معمولا با خط تزئینی ثلث که دور و تموج و زیبایی ویژه تزئینی دارد، می‌نوشتند و با  نقش و نگارهایی بر زمینه گچ، چوب، کاشی و سنگ می‌انداختند.
کتیبه نمای بناهای  سقاخانه و آب انبار را با جملات دعایی و اشعاری در رثای شهید تشنه لب کربلا امام  حسین (ع) و سقای کربلا حضرت ابوالفضل، و لعهن و نفرین قاتلان شهیدان دین تزئین  می‌کردند.
شمایل‌پردازی
یکی دیگر از شیوه‌های نقش‌پردازی آرمان‌گرایانه در  معماری سنتی ایران، شمایل‌نگاری روی دیوارهای برخی از بناها بوده است. هنر  شمایل‌نگاری روی دیوار از زمان‌های بسیار کهن در میان معماران تزئینی این سرزمین  رواج داشته است. در دوره پیش از اسلام به خصوص دوره ساسانی، هنرمندان بسیاری بودند  که دیوار ایوان‌ها و تالارها و تنه ستون‌ها را با چهره‌هایی از قهرمانان اسطوره‌ای  و حماسی و صحنه‌هایی از داستان‌ها و افسانه‌ها نقش و نگارین می‌کرده‌اند.
در  دوره اسلامی نیز نقشینه کردن دیوار بناها با شمایل و با مضامین حماسی _ ملی و حماسی _ مذهبی رواج داشته است. منبع الهام نقاشان تزئینی بناها در شمایل پردازی‌های حماسی _ ملی، شاهنامه و چهره و پیکره قهرمانان و واقعه‌های حماسی‌ آن، مانند جنگ رستم و  سهراب، رستم و اسفندیار، رستم و اشکبوس و رستم و دیو سپید بود. این هنرمندان معمولا  سردر ورودی و دیوارهای سربینه حمام‌ها، سردر کاروانسراها، دروازه‌ها، سراها،  قیصریه‌ها، ورودی بازارچه‌ها، سردر زورخانه‌ها، دیوارهای درون قهوه‌خانه‌ها و  ایوان‌ها و سقف‌های خانه‌های اعیان را متناسب با کاربری‌های اجتماعی _ فرهنگی هر یک  از فضاهای این بناها، با صورت‌ها و پیکره‌های پهلوانان و صحنه‌های رزمی و بزمی  نقاشی می‌کردند و می‌آراستند
معماری بناهای شمایل  نشان، انگاره‌هایی از واقعیت‌های تاریخی _ دینی و داستان‌های اسطوره‌ای _‌حماسی  فرهنگ ایران‌زمین را در پیشگاه و نظر بینندگان نسل‌ها در توالی زمان مجسم می‌سازد. بنا بر نظر کیپنبرگ (1373: 146) شمایل‌نگاری توصیفی از چگونگی قرائت تصاویر موجود  در فرهنگ‌ها به کمک خود تصاویر است. شمایل نگاری ما را قادر می‌سازد که بر این  اساس، وجوه کشف ناشده روح ملی و جهان‌بینی را بازسازی کنیم.
به جز آذین‌های  گیاهی و کتابه‌ای و شمایلی، آذین‌های دیگری نیز در معماری سنتی ایران به کار  رفته‌اند، که نشان‌گر آرمان‌های فرهنگی _‌دینی مردم جامعه مسلمان ایران هستند. برای  مثال معماران تزئینی برای جلوه‌گر ساختن هستی خداوند و نشان دادن مظهری از او در  بناهای مقدس، از شیوه‌های گوناگون نقش‌پردازی در هنر معماری تزئینی بهره  می‌جستند.
همچنین در فرهنگ اسلامی، گنبد را مظهر آسمان و پایه‌های گنبد را مظهر  زمین می‌پندارند. بورکهارت از گنبد و پایه چهارگوش نگهدارنده آن و مقرنس‌های میان  گنبد و پایه‌ها، توجیهی بدیع و زیبا دارد. می‌گوید:‌«آسمان با حرکت‌های مدور  بی‌شمار و زمین با جهات چهارگانه همانند است. بنابراین، مقرنس‌ها با شکل کندو  وارشان گنبد را که نمادی است از آسمان، به پایه‌ها که نمادی است از زمین،  می‌‌پیوندد و حرکت آسمانی را در نظام خاکی منعکس می‌کند. همو ثبات و بی‌تحرکی کعب  گنبد را در معماری جایگاه‌های مقدس، مظهر و نماد کمال و یا حالت ثبات و بی‌زمانی  جهان معنا می‌کند.
معماران سنتی در گزینش شکل‌های طبیعی  برای نقشینه کردن بناها رسالت مهم و بزرگی در برابر فرهنگ و دین از سویی و مردم  جامعه از سوی دیگر احساس می‌کردند. هدف و آرمان این هنرمندان دیندار و معتقد این  بود که با نقش و نگارهایی که بر در و دیوار بناها می‌نشانند، پیوندی میان جهان  ناسوتی یا خاکی و جهان لاهوتی یا معنوی برقرار کنند و از این راه رابطه‌ای میان  مردم جامعه و نیروهای مقدس مینوی و ربانی و مقربان بارگاه الهی پدید آورند. از این  رو، شکل‌ها و نقش‌های گیاهان، جانوران، جامدات و اجرام سماوی را غالبا بر اساس  مفاهیم نمادی ویژه آنها در فرهنگ و جامعه برمی‌گزیدند و در معماری به کار می‌بردند. درک زبان رمزی این نقش‌ها و دریافت معانی و مفاهیم آنها بسیار دشوار و فقط برای  شماری از فرهنگواران و دینداران جامعه‌ای که این نقش‌ها در فرهنگ آن جامعه معنا  گرفته، ممکن و میسور بود.


کتاب‌نامه
الیاده، میرچا، 1372. رساله در تاریخ ادیان. ترجمه جلال  ستاری. تهران: سروش
برومبوژه، کریستیان، 1370. مسکن و معماری در جامعه روستایی  گیلان. ترجمه علاءالدین گوشه‌گیر. تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی وزارت  فرهنگ و آموزش عالی.


/ 1 نظر / 9 بازدید
عبدالجبار قایدی

سلام بر خانم دریاباری. مطالب جالب و ارزشمندی را در وبلاگتان خواندم. میخواستم با اجازتون از بعضی از مطالبتون در وبلاگ iranologist.blogfa.com درج نمایم