دردسرهای تاریخی توالت*های آمریکایی در ایران اساس اصل چهارم ترومن دولت امریکا هر سال مبالغی به هر دولت و کشور در معرض تهدید کمونیسم می*پرداخت. البته غیر از این مبلغ، تعدادی وسایل نظامی و مهمات* برای نیروهای مسلح و نیز وسایل بهداشتی و مواد غذایی نیز به دولت*های مزبور تعلق می*گرفت. دولت آمریکا در سال 1328 سازمان عریض و طویلی به نام اداره اصل چهار ترومن برپا کرد که عده زیادی آمریکایی و ایرانی تحصیل*کرده در آمریکا مانند دکتر جمشید آموزگار و اردشیر زاهدی در آنجا خدمت می*کردند، اولین رییس بخت برگشته اداره اصل چهار دکتر بنت و خانمش در بغداد سوار هواپیمای ایران* تور شدند. این هواپیما که 23 نفر سرنشین داشت در حوالی تهران در طرشت دچار برف و بوران شد و سقوط کرد و همه سرنشینان آن به قتل رسیدند. دکتر مصدق هم دستور داد محل سقوط هواپیما در طرشت را گل*باران کردند. پس از دکتر بنت که ایران را ندیده از دار دنیا رفت، ویلیام وارن به ایران آمد. اصل چهار ترومن دنباله کارهای یک هیات پزشکی آمریکا را که از سال*های جنگ جهانی دوم در ایران خدمت خود را آغاز کرده و برای مبارزه با مالاریا، داروی ضد پشه (د.د.ت) را در روستاها به خانه*ها می*پاشیدند ادامه داد. اصل چهار خدماتی در روستاهای ایران کرد اما آمریکا که مازاد اشیاء زیادی از دوران جنگ داشت علاوه بر پول و وسایل و مواد بهداشتی، تعدادی تانک کهنه شرمن و ام–4 و ام-47 و تعدادی هواپیماهای جنگی کهنه داکوتا برای ارتش ایران تخصیص داد. هدایای عجیب اصل چهار عجیب*ترین هدایایی که آمریکا*یی*ها از طریق کمک*های اصل چهار برای ایرانی*ها فرستادند تعداد زیادی خر قبرسی بود که چون می*گفتند نژاد خرهای قبرسی خیلی خوب است و آمریکا احتمالاً می*خواست کمکی به مردم قبرس که تحت تاثیر و نفوذ کمونیست*ها بودند بکند تعداد 100 راس الاغ درشت قبرسی خرید و آنها را سوار هواپیماهای نظامی آمریکا در چندین پارتی و گروه به ایران فرستاد. روز پیاده*کردن الاغ*های قبرسی از هواپیماها در فرودگاه مهرآباد معرکه و جنجالی برپا شده بود. روزنامه*های چپی تهران دولت آمریکا را مورد حمله و انتقاد شدید قرار داده و می*نوشتند در حالی که الاغ*های بندری در جنوب ایران از اصیل**ترین و قوی*ترین الاغ*های خاورمیانه هستند چه علتی دارد که دولت آمریکا بر ملت ایران منت گذاشته تعدادی الاغ از قبرس خریده به ایران اهدا کند؟ چندی بعد دولت آمریکا تعداد زیادی وسایل آهنین عجیبی را به ایران ارسال داشت که وجوه آن را نیز به جای اینکه به خزانه دولت ایران واریز شود به حساب تولیدکنندگان مستراح*های بهداشتی آمریکا ریختند. این اشیاء آهنین در حقیقت آبریزگاه*هایی به صورت عمودی و شامل اتاقک*هایی بودند که لگن توالت به صورت فقط برای استفاده به حال ایستاده و دفع ادرار در آن تعبیه شده و البته آبی در کار نبود بلکه کسانی که برای قضای حاجت به این مستراح*ها مراجعه می*کردند پیشاب (ادرار) خود را در آن لگن*ها می*ریختند. این توالت*های جنگی ایستاده برای پادگان*ها و سربازخانه*ها و اردوگاه*های موقت ارتش آمریکا در جبهه*های اروپا و آفریقا و آسیای جنوب شرقی ساخته شده بود و چون کارخانه*های آمریکایی صدها هزار از این دستگاه*ها را ساخته و مازاد آنها در انبارهایشان مانده بود، کارپردازان اداره مرکزی اصل چهارم در آمریکا از فرصت استفاده کرده مازاد توالت*های مزبور را به عنوان کمک به بهداشت ملل محروم به این کشورها ارسال داشتند و البته وجوه آن پس از کسر کمیسیون*ها و پورسانت*های محاسبه شده به حساب تولید*کنندگان آمریکایی ریخته می*شد. ... و اما توالت*های آمریکایی به قدری تعداد این آبریزگاه*های سرپایی که به ایران ارسال شد زیاد بود که تخمین زده می**شد به هر یک از روستاهای ایران که در آن زمان تعدادشان حدود 65 هزار بود دو دستگاه توالت آمریکایی تعلق خواهد گفت. آبریزگاه*های ادرار (ونه برای مدفوع) ویژه سربازخانه*ها، بدون شیلنگ و مخزن آب، آنهم برای دهات مسلمان*نشین ایران و برای مردمی که مقوله طهارت برای آنها بسیار مهّم بود! اداره اصل چهار صدها تن از نصب*کنندگان این آبریزگاه*ها را به دهات ایران فرستاد تا روستاییان به جای استفاده از چاهک توالت مرسوم ایرانی از این آبریزگاه*ها استفاده *کنند اما عیب این آبریزگاه*ها فلزی این بود که در آن محلی برای آب که در طهارت مسلمانان نقش مهمی دارد تعبیه نشده و ضمنا فقط برای پیشاب پیش*بینی شده بود. تعداد چندین هزار از این توالت*های نظامی در بیرون روستاهای ایران نصب شد اما هیچ روستایی به آنجا مراجعه نمی*کرد. با تشویقی که مامورین اصل چهار می*کردند عده*ای از چوپان*ها و رهگذران به این مستراح*ها رفته علاوه بر پیشاب قضای حاجت کامل می*کردند پس از مدتی کثافات و پلشتی این مستراح*های فلزی و اطراف آن را فراگرفت. به طور کلی روستاییان استقبالی از آنها نشان ندادند. حتی دستگاه*هایی که در سربازخانه*های ارتش نیز نصب شد به همان علت نبود آب و آفتابه در دسترس، مورد توجه واقع نشد. پس از 28 مرداد 1332، مرتبا نامه*هایی از روستاها به دربار و اداره دفتر نخست*وزیری می*رسید که عریضه*نویسان استدعای عاجزانه داشتند، «مامورین دولتی آمده و این اصل چهارها را از دهکده ما ببرند. ما از دست بو و تعفن و کثافات این اصل چهار*های ترومن به جان آمده*ایم خر ما از کره*گی دم نداشت و ما عطای اصل چهار را به لقایشان بخشیده*ایم. از وقتی که این اصل چهارها را به دهات، آورده*اند پشه و مگس و کثافات و عفونت ما را بیچاره کرده است!» در اولیای دولت وقت این تصور پدید آمد که عده*ای از کارمندان اداره اصل چهار به دهات رفته و به علت بی*بندو باری و سهل*انگاری موجبات آزار روستاییان را فراهم آورده*اند اما با مراجعه اولین مامورین اداره بهداشت روستاها و مامورین دادگستری و ژاندارمری معلوم شد منظور از اصل چهاری*های بدبو و متعفن و کثیف، مستراح*هایی هستند که مازاد مصرف ارتش آمریکا بوده و در انبارهای آن کشور خاک می*خورده*اند و آنها را به عنوان هدیه و سوغات و کمک! به ایران ارسال داشته و تعدادی هم به ایرانیان منت گذاشته*اند! هر اندازه خدمات میسیون*های بهداشتی آمریکا در مبارزه با مالاریا سودمند بود، کمک*های آبریزگاهی آنها موجب خنده و تمسخر و آزار و اذیت ایرانی*ها بود و بالاخره تمام این «اصل چهارها» یا آهن قراضه*ها را از دهات ایران برچیدند و برای استفاده از آهن و فلز آنها، آن را به اوراقچیان فروختند.

/ 0 نظر / 10 بازدید